اگر گناه وزن داشت ( دکتر علی شریعتی)
اگر گناه وزن داشت ( دکتر علی شریعتی)

- اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمی گفتند ؛
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمی کردیم
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمی کردیم
- اگر دیوار نبود؛ نزدیک تر بودیم ؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان یک زندان حبس نمی کردیم
- اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود ...
ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند
ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند
- اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید ؛
تا دیگران از سر جوانمردی ؛
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد ....
اگر همه ثروت داشتند
- اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند ؛
و زندگی بی ارزشترین کالا بود
ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید
- اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم....
-
اگر کینه نبود ؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
دکتر شریعتی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۹ ساعت 23 توسط زهـرا چـنـعانی(کارشناس ارشد حقوق خصوصی)
|
بسم الله الذی لا ارجو الا فضله